سلام..

ادامه داستان..

زن..عشق..خواستگاری..

خلاصه بلاخره.. رفتيم خونه دايی ..نشستيم ..ساعت از نيمه شبم گذشته بود..دايی ميگه برم يه قليون چاغ کنم بيام..دايی از اتاق رفت بيرون و من با علی ترکه کمی کپ زديم..بعد از چند دقيقه دايی با يک قليون چاق شده و يک سينی که داخلش يک هندوانه بود وارد اتاق شد..به طرف من اومد و گفت بابا قليون رو بگير.. دستم خشک شد..قليون رو گرفتم و گذاشتم روی زمين..گفتم اخه اين چيه باز تو علم کردی..اومديم حرف بزنيم نيومديم که دربند کوچولو..دايی خنده ای ميکنه و ميگه داداش ادم بايد به خودش برسه..  چاقو رو وحشيانه ميزنه داخل هندوانه..ميگم چه خبرته مگه تو شکم دشمنت داری ميکنی ..هندوانست بابا جو نگيرتت..همگی خنده ای ميکنيم..و رو به علی ترکه ميکنم ميگم..داش علی ..داداش دردت چيه..بگو..دايی از خودمونه..علی ترکه کمی فکر ميکنه و با حالتی خجات زده ميگه ..داداش.ميدونيد چيه..من زن ميخوام..ابرو هام رو به هم گره زدم و گفتم چی؟؟؟زن؟؟دايی بلند زد زير خنده..ميگم دايی ببر صدات رو مگه خنده داره..راستش خودمم هم حسابی خندم گرفته بود اما جلوی خودم رو گرفته بودم تا بی حرمتی به حرف جون بد بخت نشه..از قبل هم شنيده بودم که يک جورايی سرو گوشش ميجنبه..دايی پکی به قليان زد و گفت بابا چرا حال گيری ميکنی من اگر خندم گرفته برا اينکه با علی ترکه هم درديم بابا..داداش منم زن ميخوام..مگه چيه..اين بار ديگه نتونستم جلوی خودم رو بگيرم و زدم زير خنده..طبق عادتم وقتی ميخوام برم بالای منبر و حرف بزنم..از جام بلند شدم..و شروع به رژه رفتن درون اتاق کردم.. و رو به اونها گفتم..زن..ه ه ه ه ه..خوب مگه کسی جلوتون رو گرفته برين زن بگيرين..و دوباره زدم زير خنده..علی ترکه گفت بابا اخه ننم نميزاره..اينو که نگفت.. دايی مثل الاغ زد زير خنده..بعد از خنده دايی گفت منم بچه خواهرم نميزاره..اين بار همگی زديم زير خنده..گفتم بابا پاشين خودتون رو جمع کنين من زن ميخوام يعنی چی..فکر ميکنی که پفک نمکيه بری بقالی و سريع بخريش..خجالت بکشين بابا..اصلا ميدونی زن چيه..زن گرفت چيه ..موی دماغتون رو به سيبيلاتون پيوند زدين فکر کردين که چی؟؟زن ..دوباره زدم زير خنده..گفتم شما ها به سايزتون نميخوره اين حرفها.. دايی تو که شوتی .. علی ترکه گفت: بابا تو هم که حرف های ننم رو ميزنی ..اخه چرا ؟؟...گفتم بزارتا بهتون بگم که زن گرفتن يعنی چی؟؟بعد ببينيد شما کجاين زن کجاست..اصلا راه رسم زن گرفتن چيه..گفتم دايی خواهشن بزار کل حرفهام تموم شه و يهو پابرهنه نپری وسط حرفم.. .. اول دايی يک نخ سيگار به من بده تا مخم باز بشه..دايی يک نخ سيگار روشن ميکنه و پرتاب ميکنه به طرف من که گوشه اتاق ايستادم..ميگه اينم جزو زن گرفتنه..سيگار رو گذاشتم لب دهنم و پکی زدم و گفتم..خوب خفه..داداش فرض به اين که ميخوای زن بگيری..تو زن گرفتن به سه تا چيز بايد دقت کنی..اولش اينکه نگاه نکنی زنت خوشکله و خراب خوشگليش بشی بگی اره همينه من تورو ميخوام بريم محضر تموم..بايد ببينی اصلا طرفت به تو ميخوره ..ميتونه شخصيتی مثل تورو تحمل بکنه..بلاخره که خودتون.. بهتر از کس ديگری خودتون رو ميشناسين..ببين واقعا ميتونه جونور هايی مثل شما رو تحمل کنه..رفتارتون رو ..اخلاقتون رو..احساساتتون رو..و مهمتر افکار و اهدافتون رو که قربونش برم شما ها اين يکی رو نداريد..بيشتر اون هايی که ميرن زن ميگيرن الان همه رو حساب شهوته داداش نه تشکيل زندگي..برای همينه که بعد يک مدت با کله ميخورن زمين..ايا انقدر مرد شدی که اين تصميم رو بگيری که ميخوای يک زندگی تشکيل بدی..فکر کردی يارو زنت ميشه ديگه بردته...يا نه يکی پيدا شده که راه براه با اون بری اينور اون ور و پز بدي..ه ه ه ..زهی خيال باطل..پدرت رو در مياره بد رنگی ازتون ببينه..فکر ميکنيد کم الکيه..برای خودت بيای.. بری.. هر کاری دوست داری بکنی.. مخصوصا تو دايی بعد بگی زنم ديگه..نه داداش از اين خبر ها نيست.بعدش ببين ايا از پس خرج و مخارج طرفتون بر مياين..لاقل همون جوری که تو خونه باباشه و باباش خرجش رو ميدی ميتونيد از پس نياز هاش بر بياين ..حالا بيشترم نه..به همون اندازه باباش..دايی همين جوری به قليون روندی پک ميزد..قل قل قل ..و با حالتی متعجب به من نگاه ميکرد..گفتم بابا قليون ترکيد ولش کن بابا..دايی به خودش مياد و ميگه ول کن بابا..بقيشو بگو..ميگم ديدی تو شلوارت بالا اوردی..گوش کن بقيشو بگم..تا حوس زن نکنی..بعدشم ..اخه الاغ ها شما هنوز دست چپ و راستتون رو تشخيص نميدين..يکی رو ديدی خوشکل حالا عاشقشم شدی ميگی که ميگيرمش بعد تموم..جالب اينجاست که دختره هم ميگه بابا تو منو بگير من زير چادر هم با تو زندگی ميکنم..اما بعدش..بابا تو اين ملکت قدم از قدم بر ميداری بايد اسکن خرج کنی..پس فردا زنت مياد ميگه فلانی رو ميبينی اين رو خريدن اينجا رفتن..اين کار رو کردن..اون وقتم هم سر خر گردن شکسته شما هميشه پيش عهد و عيال پائينه..ميدونی يعنی چی ....بعد مهمتر از همه ..اخه بابا انقدر مرد شدی از لحاظ فکری که بگی بابا ميخوام زندگی تشکيل بدم..با يک موجودی به نام زن خودم رو به تکامل برسونم..دنيا رو زيرو کنم..بچه هايی تحويل اجتماع بدم که مايه سر بلنديم باشه..خودم که چيزی نشدم اما با زن زندگيم بچه هايی تربيت کنم که مايه افتخار در دو جهان باشند..اصلا ميدونيد بچه رو چطور بايد تربيت کنيد..تو  علی ترکه من ميدونم طرفت کيه که سنگش رو به سينه ميزنی..بابا الان هنوز جون هستيد و غرور داريد ميگين باشه..اما تو ادمی هستی که يکی چپ نگاهت ميکنه سريع شر بپا ميکنی..يکی مياد ميگه داداش دعوام شده سريع دنبالش راه ميوفتی..هنوز درست ياد نگرفتی که چطور پول پيدا کنی..اونم حلال ..هنوز خودتو نشناختی..تو کسی هستی که ننت به تو يک نه ميگی سيگار لب دهنت ميزاری..انقدر نفست ضعيفه ..هنوز نميدونی که بابا اگه ننت ميگه نه برای اينکه هنوز تورو در اون حد و اندازه نميبينه..هنوز پی عشق حالی هنوز دنبال رفيق بازی هستی..هنوز نميتونی خوب حرف بزنی ..همش لاتی تيکه پاره ميکنی...نشستی تو تنهايی های خودت ميگی بابا زن ميگيرم ميرم زير يک سقف ادم ميشم..نه داداش اول خودت رو ادم کن.. اول ياد بگير که اصلا تصميم گيری برای تشکيل زندگی يعنی چی ..يک هدف مشخص کن بعد.. بابا من که ميگم هنوز زوده..نميدونم اما با شناختی که از تو دارم ميگم که به اين حرف ها نميخوری..بعد تو دايی ..اخه به تو چی بگم که رفتی دست رو يکی هم گذاشتی که..همين جا ببين بهت گفتم اگر خودتو درست نکنی و يارو رو بگيری بدبخت بيچاره ميشی..واسه من ادم شدی..بابا تو که هنوز هر دختری رو ميبينی زندگی نامه خودت رو از ياد ميبری..تويی که همه چيز برات مسغره و در همه زمينه ها فقط ياد گرفتی بگی بيخيالش بابا ..تو ميخوای برای من زن بگيری..اونم کی يک دکتر تحصيل کرده اروپا رفته..ميخوای بشينی چی بگی..چه حرفی برای گفتن داری براش طرض مصرف مواد رو توضيح بدی يا داستان های اذيت ازاری که به مردم تا بحال روا داشتی..دايی قاطی ميکنه ميگی ..بابا.. با من اينطوری حرف نزن.. يارو چی ميخواد ديگه..هم خوشکلم هم خوشتیپم هم مايه دارم هم سامورايی..تحصيلاتم که ميخواد چه کار خودش ماشالله دريای علمه ..ميگم دايی ببند بابا گاراژ اسدالله رو..مرتيکه..فکر ميکنی يارو هم مثل منه ..اين رفتار های تورو هيچ کس نميتونه تحمل کنه..تو همين نيم ساعت پيش نصف شبی محل رو ريختی بهم..نميگم کارت مردونه درسته..يعنی ميدونی ادم درست کيه که اينطوری قاط ميزنی..اما تو هنوز خودت و اعمالت درست نيست..ديگه هيچ کس ندونه من که ميدونم....از همه اين حرف ها گذشته يک چيز بگم..شماها بابا يک دونه هستين کارتون درسته ..اما ميدونی من چی ميگم..ميگم چشم بسته جلو نريد..خودتون رو از نظر اخلاق احساسات و رفتار درست کنيد..شبيح ادم بشين..کمی اينده نگر باشين..ببين کی گفتم اگر شما ها خودتون رو درست کنيد و توراه خدا باشين..خوشبخت ترين زندگی رو خواهيد داشت..اما با همين رفتار من که چشمم اب نمیخوره..

ادامه دارد..

/ 22 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو

اين هم پرچم صلح و دوستی بين اسی خان و شما(البته تا اطلاع ثانوی)!

وحید

خب نظرم نمياد چی کار کنم؟!!!!

ریحانه

سلام.من هربار که ميام اسم عوض کردی مرد کاهگلی.وبلاگت خيلی زيبا شده.منم قالب وبلاگم رو عوض کردم.بيا پيشم.خوشحال ميشم.تابعد.البته ببخشيد که باز هم وقت نکردم داستانت را بخوانم چون از اول نخوندم بايد همشو بخوانم.موفق باشی.

محبوبه

برگشتم من تو دعواهای خواهر زاده و دایی دخالت نمی کنم راجع به زن گرفتن دایی هم باید بگم « صلاح مملکت خویش را خسروان دانند»

گلابتون

سلام آقای کاه گلی! البته من صد سال سياه عاشق اينطور آدمی نمی شم. ولی يکی خيال کرد من کشته مرده اشم و هرچی صحبت آروم هست در مورد اونه. اصلاْ بی خيال... ولی من تاحالا پسر خوش قيافه نديدم که خودش رو ...س نکنه! يه چيزی هم راجع به متنت. زمينه سياهه. رنگ فنتت هم قابل خوندن نيست. فکر کنم سفيدش کنی بهتر باشه. قربانت.

حنا

سلام ... خوبی ؟؟؟ يعنی زن گرفتن اينقدر سخته؟ من به روزم منتظرتم بيا اون طرفا ...

علي

سلام مصطفي جان، همسر زياده خيلي راحت مي‌شه ازدواج کرد. ولي اين ازدواج... امروز يکم دنياي ما عوض شده، نمي‌گم خوب شده يا بد شده. ولي امروز اکثر دختر‌ها تقاضاي عشق پيش از ازدواج را دارند. اگر کسي بي عشق تمايل داشته باشد با آن‌ها زندگي کند؛ احساس مي‌کنند به خودشان و به شخصيتشان توهين شده است. امروزه همه چيز را با هم اشتباه مي‌گيريم. آزادي را با اسارت؛ موفقيت را با شکست...با خود چه خواهيم کرد؟ چه قدر خوب است که تو آنچه از انديشه‌ي خود را که ما نمي‌دانيم، يا در انبوه گفتارهاي آنان که حقيقتش را فراموش کرده‌اند گير افتاديم، باز به يادمان مي‌آوري. دوست عزيز موفق باشي... راستي کوچه مرد‌ها، اسم خيلي قشنگي است، مرد کاگلي.... پي‌نوشت: خواستم بگم راحت باش، اصلاً سخت نگير. هرچه قدر که دوست داري ريز و تو هم تو هم بنويس. من Opera دارم و هرچه قدر هم بخواهم، مي‌توانم زوم کنم...پس به فکر من نباش و به کارت ادامه بده...باقي؟...آن‌ها به گمانم به من ربطي نداشته باشند!!!!

نيلوفر

سلام .من آپ کردم تو هم زودتر آپ کن .منتظرم.فعلا

شاپرک

سلام خوب هستین بی معرفت شدین دیگه به ما سر نمیزنید موفق باشید